مدیریت بحرانِ خیانت

0

در گیرودار خیانت

علل تردیدها و گوش به زنگی زنان از آنجایی که به جهت نوع پستانداری انسان، چندهمسری و خیانت در مردان بیشتر از زنان شایع است، زنان بیشتر احساس خطر می کنند؛ از طرفی متاسفانه امروزه به علت ظهور شبکه های مجازی و زیاد شدن خیانت، حساسیت آنان صد چندان شده است. در واقع آنان نمی توانند در زندگی احساس امنیت نمایند، این امر حس ششم آنها را نیز برانگیخته و به طور ذاتی دچار نوعی نگرانی و گوش به زنگی دائم می نماید و هرگز نمی توانند به همسر خود اعتماد کنند. برای این منظور آنها دائما دنبال علائم و سرنخ هایی همچون موی سر یا بوی ادوکلن نا آشنا در لباس مرد یا سایر نشانه ها در ماشین و اسامی و تماس های نا آشنا در گوشی وی هستند. زنی برایم تعریف می کرد:

به محض ورود همسرم به خانه او را در آغوش می گیرم؛ اما نه به خاطر محبت؛ بلکه شاید بوی عطری نا آشنا را در او احساس کنم یا موی زنی دیگر را در لباسش ببینم!» اما مردان تا زمانی که چیزی در خصوص همسر خود ندیده یا نشنیده باشند، به او اعتماد دارند و احساس می کنند که کنترل وی را در دست داشته و خیانت هرگز نمی تواند برای او رخ دهد، کما اینکه خود اهل خیانت باشند؛ حتی از رفت و آمد با دوستان یا مردان دیگر هم ترسی به دل راه نمی دهند؛ مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. آنان هرگز نمی دانند که با خیانت خود، احتمال خیانت همسر را با دست خود امضا و تضمین نموده اند، اما پس از اینکه در مورد زن چیزی شنیده یا به رفتارهای وی مظنون شدند، به سختی برآشفته شده؛ ولی سعی می کنند تا به دست آوردن سرنخی مستند کنترل خود را از دست ندهند؛ بنابراین از طرق مختلف او را زیر نظر می گیرند. تشخیص عمق رابطه برای تشخیص عمق رابطه و میزان خرابی های آن جهت هر گونه تصمیم باید به سؤالات زیر پاسخ داده شود:

1- مدت رابطه چقدر بوده؟

2- آیا روابط جنسی در کار بوده است؟

3- دلایل مستندی برای آن وجود دارد؟

4- رابطه از چه طریقی و چگونه کشف شده است؟

5- عمق و میزان اسرار و مسائل خصوصی چقدر بوده است؟

6- آیا رابطه به صورت تکانشی، گذرا و کوتاه مدت بوده یا وابستگی های عمیق عاطفی در کار است؟

مدیریت بحران خیانت

دلایل مردان و زنان برای افتادن در روابط ثانوی

الف) مردان: تحریک دوستان – ادامه روابط با محبوب سابق- قصد کمک و یاری به طرف مقابل – راضی بودن از روابط جنسی با همسر- خستگی و دل زدگی از زندگی زناشویی – کسب تجربه هیجانات جنسی مختلف با دیگران – تنوع طلبی و فرار از یکنواختی در زندگی جنسی – فاصله عاطفی یا جغرافیایی با همسر خود به مدت طولانی.

ب) زنان: ادامه روابط قبلی- عاشق شدن مجدد – مقابله به مثل و انتقام از همسر خاطی- احساس جوانی و کسب اعتماد به نفس- عدم دریافت توجه کافی، کمبود روابط عاطفی و درک نشدن از طرف همسر- پناه بردن به یک همدرد و مونس جدید در زندگی- تاثیر پذیری از هیجان طلبی، عشق بازی و خوشی های دیگران.

أشكال توجيه خیانت از طرف فرد خاطی: هرگز نمی گذارم که کسی بویی ببرد، چطور می شود از این موقعیت گذشت، همه این کار را می کنند، چرا من نکنم- زندگی دیگر یکنواخت شده باید کاری کرد، همسرم می خواست توجه بیشتری برایم می کرد، مگر آدم چندبار به دنیا می آید، باید لذت زندگی را چشید، او به من احتياج دارد. این کار من نوعی کمک و نوع دوستی است، بدین وسیله روحیه و احساس جوانی می کنم، اتفاقا برای زندگی مشترک با همسرم هم خوب است.

مراحل واکنشی فرد خاطی در خیانت

کمرنگ شدن روابط عاطفی: باتوجه به یکی یا چندتا از عوامل مذکور در علل خیانت به تدریج روابط گرم گذشته رنگ باخته و آثار بی تفاوتی عاطفی بین زوجین به جریان می افتد. علی رغم کتمان هر دو طرف از کاهش محسوس در عشق و علاقه سابق، این بی تفاوتی ها به تدریج مانند موریانه از درون شروع به خوردن عناصر عشق و محبت بین طرفین نموده و شکاف عاطفی موجود، در واقع خشت اول فاصله جسمی و جنسی آنان می گردد و این جریان آن چنان نامحسوس و سرطان گونه پیش می رود که تا مدت ها هیچ کدام از طرفین متوجه تخریب آن نمی شوند.

مدیریت بحران خیانت

اختلال در روابط دوطرفه: نامحسوس بودن شکاف عاطفی و خاصیت فرسایشی آن تا آنجا پیش می رود که به تدریج تأثیر خود را در روابط روزمره و رفتارهای عینی طرفین ظاهر ساخته و رنجش، دل زدگی و حتی نفرت بین آنان خودنمایی می کند. با فروریختن دیوار صمیمیت، به تدریج بهانه ها، تناقض ها، مناقشات و مشاجرات کلامی و گاه فیزیکی به راه افتاده و یکدیگر را به باد انتقاد و تهمت می گیرند. در ابتدا با قهر و آشتی های پیاپی آغاز و سپس با جدی تر شدن اختلافات، مجادلات بین آنان عمق بیش تری یافته و احساس می کند که دیگر نمی توانند همدیگر را تحمل نمایند و نهایتا به این نتیجه می رسند که احتمالا در انتخاب خود اشتباه کرده اند.

تشدید بی تفاوتی عاطفی نسبت به همسر و فرزندان

ارضای روانی – عاطفی یا جنسی فرد خاطی در خارج از دایره زناشویی، خود به خود موجب احساس عدم نیاز به همسر و سرد شدن بیشتر روابط آنان شده و سایه شوم بی تفاوتی در رابطه حکم فرما می گردد.

تمام انرژی و مشغله فکری فرد را حفظ روابط پنهانی با محبوب گرفته و با اینکه احساس می کند زمام امور را در دست دارد؛ ولی به نحو محسوسی همه چیز گویای عدم حضور و اشتراک عاطفی وی در خانواده است و این در حالیست که همه چیز به صورت تار عنکبوتی به هم تنیده و دیگر سرو تہی برای پیدا نمودن مقصر پیدا نیست.

راضیه جلالی

کارشناس روانشناس تربیتی

0 0 رای
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات
مـشـاوره رایگان